تبليغاتX
<> ریزنوشت

ریزنوشت

هنوز هم میخواهم عقیده را دست فروشی کنم.

_ نیازی نیست چیزی بگی فقط با حرکت دست جهت شانه ها را نشان بده. خب از ردیف پایین شروع می کنیم. این...

_ خیلی تاره چیزی نمی بینم

_ این...

_(با مکث) نه، معلوم نیست

_ ردیف چهارم این یکی...

_ آ آ

_ردیف دوم، دقت کن.

_ (چشمانش را تنگ می کند سرش را به نشانه ی منفی تکان می دهد.)

_ ( بالاترین ردیف بزرگترین علامت خودکارش را با تحکم روی علامت می کوبد.)

_(اشک از چشمان دختر سرازیر می شود.)

+ نوشته شده در  پنجشنبه ششم تیر 1387ساعت   توسط شیده  |